دوشنبه ۲۳ نوامبر ۲۰۰۹

68

1- شنبه با کمال موفقیت اسمم و ویرایش کردم و خیالم راحت و آسوده شد بعد دیدم به همین سادگی و به همین خوشمزگی همه چی درست شد دیگه مگه ول می کردم نشستم کل اطلاعاتم و چندین بار با وسواس خاصی چک کردم اما هرکاری کردم حال نداشتم برم شناسنامه مو بیارم و شماره سریال اونم چک کنم اخه من موندم شماره سریال مردم به چه درد اینا می خوره! شما هم که افتخار اشنایی با شانس من و از قبل دارین می ترسم اِند این یکی حالا اشتباه باشه سر امتحان یقه مو بگیرن :))

2- از وقتی پارازیت های ملایم و لطیفشون و از کار برکنار کردن بدجور معتاد فارسی1 شدم چیکار کنیم دیگه جنبه منبه یخده دارم عخده های اون موقع و خالی می کنم! البته ویکتوریا رو هر وقت بیکار بودم و ددی خانوم هم نبود می بینم اره بی ناموسی هاشو سانسور کردن اما فقط از نظر عملی سانسور شده شفاهی هاش سرجاشه!!! ققنوس و همزمان با نت دنبال می کنم یعنی میشینم جلو تلویزیون وب می خونم و کامنت میزارم همزمان ققنوس و هم گوش می بینم (با اون صداهای مسخره شون) بعدشم که خواهر دوست داشتنی من،این از بقیه به نظرم یه کم بهتره مخصوصا اون گاگوله گامبوله چیه اون خیلی بچه خوبیه :)) قبل از همه ی این سریالا هم که حنا دختری در مزرعه و باید حتما ببینم :) دیدید چقدر درس میخونم؟ جدا نگران خودمم میترسم به کنکور نرسم و جوون مرگ بشم و اخرش ناکام از دنیا برم با این همه فشار درسی :))

3- پریروز یه کاری داشتم رفتم دانشکده، قبل از اینکه برم در کلاس استاد خوش اخلاق، دیدم پلاکارد زدن جشن تقدیر از دانشجویان برتر منم که حدس می زدم برتر باشم رفتم تو دیدم اسمارو زدن رو دیوار و از اون دور یه اسم دراز[عینهو قطار با 4 تا واگن:)) ] خودنمایی میکنه که خیلی اشناس :D البته سوم همچین مقام در خور توجهی هم نیست اما با همینشم پوز خیلی هارو به خاک مالیدم و آنجای یه عده دیگه رو هم بدجور سوزوندم :) به زودی هم یه جشن زپرتی برامون می گیرن و یه لوح تقدیر و چندرغاز پول میزارن کف دستمون که همون تو راه خونه تموم میشه و به خونه نمیرسه!!!

4-زمستون هم که داره کم کم میاد من عاشق برفم خدا کنه امسال سال پر برفی باشه :)
این عکس اولین و تقریبا تنها برف به درد بخور پارسالِ صبح زود وقتی داشتم می رفتم اولین امتحانم و بدم گرفتمش...یادش بخیر...[البته از لحاظ اینکه امتحانم و بیست شدم و برف میومد یادش بخیر وگرنه اون روز جلو چشم عده ی کثیری بدجور رفتم هوا و برگشتم رو زمین!!! تموم هیکلم خیس شد...جریانشو قبلا گفتم :)) ]

یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۰۹

67

بعد از مدتها قدم رنجه فرمودم :D
قبل از هرچیز باید بینهایت از نازلی عزیزم به خاطر تمام زحماتی که برای درست کردن عنوان قالب کشیده تشکر کنم نازلی گلی (منم اینجوری بعضی اسامی مخصوص و صدا می زنم :*)خیلی مرسی.

خب بریم سراغ سایر قضایا! هفته ی پیش به سلامتی دفترچه ارشد هم اومد و منم برای اینکه مثل پارسال که اخرین لحظه با هزار منت یه کارت خالی پیدا کردم اونم از پست بانک دوقوزآباد (اصطلاح مرمری! ) نشم جیک ثانیه دفترچه مبارک و تهیه فرمودم و خیالم راحت شد ولی این بدشانسیه از یه طرفی باید هرجور شده خودشو به من برسونه وگرنه روزش شب نمیشه! چند وقت پیش کامپیوتر گرامی ما مورد حمله ی وحشیانه ی یه گله ی عظیم از اسبای تروجانِ نامردِ بییییییییب قرار گرفت و این اسبای از خدا بی خبر تمام عکسای ما را لگدمال کرده و بر باد فنا دادن :( هرچی هم ما به این در و اون زدیم و کلا خودمون و به هرجا کوبیدیم فابده نداشت که نداشت و عکسا انفولانزای اسبی گرفتن رفت :(( اونم فقط به دلیل گشادی مفرط در امر نصب کردن انتی ویروس! الانم که انتی ویروس نصبیدیم کی جرات داره طرف فایل عکسا بره تا دماغ موس کج میشه رو به اون طرف جیغ و داااد انتی ویروس گرامی میره هوا که ای داد ای بیداد اینا رحم و مروت ندارن یکی به دادم برسه تروجانا حمله کردن!!! عکسامون که دارن نفسای اخرو می کشن تو گیر و دار تعویض ویندوز و ارتقا واین حرفا هم cd اسکنر گم شد:| یعنی عکس فرت کلا! خلاصه اینکه برای ثبت نام مجبور بودم برم کافی نت مثل همیشه هم که ما 4 تا (خودم و مرمر و یایا و اسی)از هر فرصتی برای تجدید دیدار استفاده می کنیم و همه ی امورمون و با هم پیش می بریم و کلا بی تو هرگز با تو عمری :)) قرار گذاشتیم با هم بریم. آقای کافی نتی که دونه دونه مشغول ثبت نام ما بود ما 4 تا هم کل کافی نت و رو سرمون گذاشته بودیم!بحثمون کشید به آمال و آرزوهامون و اینکه کدوم شهر بریم بهتره (اینجا فقط آزاد رشته مارو واسه فوق داره)و...که من گفتم مارو... هنوز ثبت نام نکردیم انتخاب واحدم کردیم:)) یهو آقای کافی نتی ترکید از خنده و با دماغ رفت تو مانیتور! همینجورم فرت وفرت اهنگ میزاشت و ما که میگفتیم ئه اون اهنگ قشنگه صداشو بلند می کرد اگرم اظهار تنفر می کردیم فوری عوضش می کرد کلا حواسش به همه چی بود غیر از اصل کاری! فک کنم اگه مامان مرمر همراهمون نبود همونجا یکیمون و تور زده بود:)) داشتم می گفتم نوبت من که رسید فرمم و دادم بهش و مشغول شد و اخر سر که پرینتشو داد دستم اومدم چک کنم ببینم همش درسته که یهو قلبم سقوووط آزاد کرد!گفتم پرررریـــــــــــا کیــــــــــــــــه دیگه؟؟؟ رنگ از رخسار آقای کافی نتی پرید گفتم اقا نمی تونی بخونی اسم و خوب بپرس گرچه خیلی واضحه!حالا من چیکار کنم؟اخه این کجاش شبیه پریاس؟؟؟! آقای کافی نتی هم از خجالت اب شده بود چیزی واسه توضیح نداشت شروع کرد به راه حل ارائه دادن و گفت که مشکلی پیش نمی اد و میتونی ویرایش کنی چند وقت دیگه اعلام میکنن و...خلاصه اینم از شانس من انقدر شمس العماره نگاه کردم خودم شدم پری خانوم!!! کارتون عصر یخبندان و دیدین؟ اون سنجابه هست که همش دنباله فندقشه و بهش نمیرسه من هلیاشونم :))) این یارو آقای کافی نتی هم واسه یایا که بعد از من فرمش و داد سنگ تموم گذاشت دم به دقیقه می پرسید این چیه؟بعد تازه براش کدپستی وارد نکرده بود که بعد از اعتراض یایا گفت خودتون ننوشتین خوب!بعدم میگه پارسالم سه چهار نفر کدپستی ننوشته بودن هیچ مشکلی پیش نیود تازه همشونم قبول شدن گفتم ئه؟اوناییم که اسمشون و اشتباه وارد کرده بودن قبول شدن؟ با پرروئی میگه نه یه نفر بوده که اونم قبول نشده:|

دوشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹

66


1- چیز قابل عرضی ندارم...فقط دلم تنگ شده بود برای اینجا و نوشتنش |: میگم این روزا چقدر زود داره میگذره ها ادم استرس میگیره خوب این چه وضعیه...تا پا می شی دو کلوم درس می خونی هوا تاریک میشه و بعدشم سریال پشت سریال! منم که دو سه قسمت اول یه سریالی و ببینم تا تهش و باید برم حتی اگه مثل این یارو دل نوازان خیلی دیگه تهش تابلو باشه چی میشه و این با اون و اون با این و... عروسی میکنن و همه چی ختم به خیر میشه گل بیار و بلبل بار کن!

2- جمعه اولین آزمون پارسه ست...تا الان 2 تا از درسامو خوندم. ولی اونی که تابستون خوندمش هیچی ازش یادم نمونده ): امیدم فقط به اینیه که تو مهر خوندم...بله بله خودم می دونم خسته نباشید دارم واقعا!

3- قالب جدیدم و دیدین؟ این یکی از اون قالباییه که گفتم چشمم و گرفته ولی نمیتونستم کدش و باز کنم چند روز پیش خیلی اتفاقی کد رو بلاخره بهم داد اینقده خوشحال شدم که نگو!

4- چهارشنبه ای که بیاد از طرف یایا دعوت شدیم به جلسه ی دفاع از پایان نامه ی خواهرش که فوق لیسانس می خوند از 3 سال پیش که قبول شد من و مرمر منتظره این لحظه بودیم که عین خانومای متشخص بریم خرچنگ شیم! حالا رشته شم هیچ ربطی به رشته ما نداره ها خب چیه؟ می ریم اونجا کلاس داره :دی !!!

5- یادتونه گفتم بابالنگ دراز دوبله شده خریدم واسه ددی و همش و سانسور کرده بودن در حد لالیگا؟ خوب همون موقع زبان اصلیش و برای خودم خریدم بدون سانسور و خیلی هم حالشو بردم در حدی که پریروز رفتم زنان کوچک زبان اصلی و هم سفارش دادم :دی یکی از مزیت های زبان اصلی بودنش اینه که نمردیم و دو کلوم ژاپنی هم یاد گرفتیم ((: مثلا اینا تلفن و که برمی دارن به جای الو یا Hello میگن موشی موشی ((= !!!

6- خوب دیگه سخن دیگه ای ندارم...برم به ادامه ی تست زدنم برسم! برای حسن ختام هم این عکس پایین و داشته باشید که هیچ ربطی به موضوع نداشته ی آپم هم نداره ! این و یه نفر رو تخته ی یکی از کلاسای دانشگاه کشیده بود منم زحمت عکاسیشو کشیدم (:


imagebam